میهمانی خدا

سلام دوستان عزیز، ببخشید که یکم بیمعرفت شدم، راستش از وقتی که از مکه برگشتم، خیلی کارها و برنامه هام به هم ریخته، اینه که خیلی وقتم کم شده، بعلاوه اینکه یه سری اتفاقات هم برام افتاد که یه جوری دیگه دل و دماغ نوشتن رو نداشتم، یکی از دلایلش همون بلاگ قبلیم بود، دایم فوت کردن و خوب درگیر مراسم و .... بودیم.

هفته ی پیش می خواستم یه بلاگ بنویسم و ابراز خوشحالی کنم از اینکه ماه رمضون ماه مهمونی خدا داره میاد، اما بازم متاسفانه وقت نشد. البته یکمم تقصیر خودمه با نداشتن برنامه ریزی درست.

راستش خیلی خوشحالم از اینکه ماه رمضون اومده و سفره ی کرم خدا تا بی نهایت پهن شده، توی این ماه هرکی به اندازه ی لیاقت خودش می تونه از این سفره استفاده کنه، خوش به حال آدمایی که قدر این ماه رو می دونن، من که نمی دونم چطوری میشه یهو یه چشم به هم زدن ماه رمضون تموم میشه. خوشحالم که یه ماه رمضون دیگه فرصت شد و توی این مهمونی دعوت شدم، از همه بهتر اینه که شیطون توی قل و زنجیره و ما با خیال راحت می تونیم به کارامون برسیم، البته نباید از نفس خودمون هم غافل بیشم.

و یه چیز دیگه، نمی دونم چطوری شد که امام رئوف منو دعوت کرد و به خونشون راهم داد، افتخاری که از کرم و احسان ایشون به من شد. راستش توی ماه رمضون هفته ی یه روز افتخار خدمت به زائراشون رو به من دادن ...... می دونم که لیاقت این افتخار رو ندارم ... اما گفتم که امام رضا رئوفن، کریمن ....... منه سراپا گناه و تقصیر رو هم ردیف بنده های خوبشون حساب کردن.

ضیافت اکرام رضوی ماه رمضان 1390

 

متشکر از اونایی که لطف داشتن و توی این چند وقت احوال بنده رو پرسیدن و منه بی ادب هم جوابشون رو ندادم، عذر می خوام، راستش تو فکر اینم که از بلاگ به وب سایت کوچ کنم، اما نمی دونم که تکلیف این بلاگ های گذشتم چی میشه، برای همین هم فعلاً مرددم. اما احتمالش زیاده که یه وب سایت بزنم.

توی این ماه خوب از دعا کردن برای همدیگه غافل نشیم، راستش من هروقت می رم حرم به یاد همه ی دوستان هستم، و اسم همشون رو ذکر می کنم، چه مشهدی ها چه دوستان دیگه.... شما هم یادتون از من نره دوستان.
انشالله سرفرصت حتماً به بلاگ های همه سر میزنم، فقط چون می خوام از اونجایی که مطالب رو نبودم دنبال کنم، اینه که یکم سخته برام.

خوب دیگه . التماس دعا.

بعدنوشت: من مسلمان نیستم، نیستم ... هستم؟؟!!

افطارهای که از سیری دل درد میشویم ..... وای ...

/ 23 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روتین های یک طلبه

سلام... انسانیت در حال مردن است... تا دیر نشده کاری کنیم... سومالی منتظر است... به ما بپیوندید...

مهرشین

شما هم که رفتی حاجی حاجی مکه

مهرشین

بابا کجایید,فقط به ما سر نمیزنید یا هیچ کجا نمیرید؟؟؟اخه دیدم تو وب یکی از بچه کامنت گذاشتید,پس چرا آپ نمیکنین؟؟؟یه خبری از خودتون بدید

زهرا آهنگر

منم با نظر شما در مورد مطلب طلبه ی بی تعارف موافقم. کاشبا مهربونی با همتوی اشتباهامون صحبت کنیم و کمک کنیم به هم که اشتباهاتمونو بفهمیم ... موفق و موید و پیروز باشید و سرافراز [چشمک]

سنا

سلام میبینم که از وقتی خادم حرم شدید دیگه اینورا آفتابی نمیشید و اینا میرید حرم سلام مارو به آقا برسونید...

سنا

ما که کلاً خوشحالیم! ربطی به نبودن شما نداره!:دی

مهرشین

یعنی دیگه تصمیم ندارین بنویسین؟؟؟؟؟

تسنیم

هیییییییی یادش بخیر.... اینجا یک آقای ام ام اسی بود...

گمنام

[گل]

گمنام

[گل]