حال و روز این روزهای من

آدم زندگیش بدون مشکل شروع نمیشه و بی مشکل هم ادامه پیدا نمی کنه. همه ی ماها یه سری مشکلات ریز و درشت تو زندگیمون داریم. یه سری هاش خیلی پیش پا افتاده اند و یه سری هاش هم برای درک و ظرف ما دشوار.

قرار بود که شروع کنم از سفرنامه ام بگم، اما خوب دیگه، نه حسش رو فعلاً دارم و نه یه جوری وقتش رو، البته شاید وقتش رو داشته باشم، اما حس و حالش نیست واقعاً.

گاهی اوقات انسان از زندگی کردن خسته میشه، البته می دونم خیلی بد و زشته اما چی کار میشه کرد، گاهی اوقات نداشتن صبر و ... کار دست آدم می ده.

راستش اگه این بلاگ رو خوندید، برای مریضی که جواب شده التماس دعا. همین دیگه، انشالله همتون سالم و سلامت باشید. خوشحالم که دوباره داره ماه رمضون میشه. ماه رحمت، ماه عیدی، ماه پاک شدن. ای کاش زودتر بیاد.

 

بعد نوشت: راستش امروز خیلی روز .... بود، انشالله دعا کنید که همه رو خداوند رحمت کند.

/ 14 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره(لیلی و مجنون قرن 21)

سلام حالتون چطوره؟ مریض که نیستید انشالله. سلامتی از همه چی مهمتره و بقیه مشکلات حل میشه. ما هم واستون دعا میکنیم. [گل]

شوق پرواز

سلام ان شالله همیشه سلامت باشید، شما که الان باید روحیتون عالی باشه چرا غمگین هستید؟ [نگران] سفرنامه رو اگه شده دستی تو دفترچه یادداشت هم بنویسید من سفرنامه کربلا ننوشتم حوصله نداشتم، ولی الان خیلی پشیمونم چون هیچی یادم نیست، [ناراحت] ان شالله مریض هر چه زودتر شفا پیدا کنه تا امام رضا رو دارید غم نداشته باشید خوش به حال همه مشهدی ها [دلشکسته]

شوق پرواز

خدا رحمتشون کنه، ان شالله که جاشون خوب باشه دایی یا دایه ؟

نعنا

"مرگ عزیزان" رو جزو "مشکلات" زندگی می دونین؟!! چرا؟ مرگ "حق"ه! "حق" هم جزو مشکلات نیست! حق همه جا نعمته! خدا رو باید شکر کرد و راضی به رضای خدا بود. البته منظورم نصیحت به شما نیست، چون از روی چند خط نوشته تون نمی شه قضاوت کرد که به این مساله دقیقا چجوری فکر می کردین. فقط محض یادآوری گفتم. (این یاداوری به خودم هم بود) پ.ن: آفرین! دقیقا همین "نداشتن صبر" ه که "مشکل" محسوب میشه!

مهرشین

دیگه حاجی حاجی مکه.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خبری ازتون نیستش,سر نمیزنید,سرو سنگین شدید[تعجب]

مهرشین

بند آخرتون خیلی اشاره به فوت نمیکنه,از تو کامنتاتون فهمیدم که داییتون به رحمت خدا رفتن,خداوند رحمتشون کنن

ریحانه

سلام... انشاالله خدا رحمتشون کنه....منم در حال حاضر از دانشجو بودن خسته شدم...فردا اخرین تحویل پروژه امونه و دیگه واقعا نمیکشم....واقعا واقعا!!!!! میشه اینم یه جور خسته شدن از زندگی گذاشت دیگه....

مهرشین

سلام ,چرا دیگه تشریف نمیارین وب ما,رفتین حاجی حاجی مکه[سوال]